ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
985
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
[ ( تذييل ) [ 1 ] و مناسب ديدم كه در اينجا فصلى از سخنان شيخ عارف خودمان سر - آمد اولياى اندلس ابو مهدى عيسى بن زيات بياورم كه بيشتر اوقات اين سخنان را دربارهء اشعار هروى بيان ميكرد و هروى اين اشعار را در كتاب ( مقامات ) خود آورده است . اشعارى كه هر كه آنها را بخواند مىپندارد شاعر به اشاره يا تقريبا بصراحت از وحدت مطلق گفتگو كرده است : از وحدانيت خدا را توحيد نگفتند ، زيرا هر كه توحيد گوى اوست انكار كننده است . توحيد گوئى كسى كه دربارهء اوصاف او سخن ميگويد ، دو بينى است كه ذات خداى يگانه اين دو بينى را باطل مىكند ، توحيد او همان است كه خود نموده و فرموده است . و توصيف گوئى كسى كه خدا را وصف مىكند ، كفر است . ابو مهدى ( رح ) بر سبيل عذر از هروى ، مىگويد : مردم ( اهل طريقت ) اطلاق لفظ انكار ( جحود ) را بر كسى كه خدا را يگانه شمرده و كلمهء الحاد را بر هر كه اوصاف خدا را ياد كند ، خطا و اشتباه دانسته و اين ابيات را پيچيده شمرده و بر گويندهء آن تاخته و او را خوار شمردهاند . و ما بر وفق عقيدهء آن فرقه مىگوئيم كه معنى توحيد در نزد آنان نفى كردن عين حدوث به ثبوت عين قدم است ، و وجود يكسره ، حقيقت و واقعيت يگانهاى است . و ابو سعيد جزار كه از بزرگان قوم بشمار ميرود گفته است : « حق عبارت است از عين آنچه پديدار و عين آنچه نهان است » و معتقدند كه پديد آمدن تعدد در اين حقيقت و وجود دوئى و جدائى ، باعتبار حضرتهاى پنجگانه [ 2 ] وهم است و بمنزلهء تصاوير
--> [ 1 - ) ] از اينجا يك فصل زير عنوان ( تذييل ) در چاپهاى مصر و بيروت نيست كه از ص 74 تا ص 78 چاپ پاريس ترجمه و با نسخهء خطى « ينى جامع » مقابله شد . [ 2 - ) ] ترجمه « حضرات الخمس » است كه در نسخهء خطى « ينى جامع » به همين صورت نوشته شده است ، ولى در نسخهء پاريس ج 3 ص 75 « حضرات الحس » چاپ شده است و حضرتهاى پنجگانه يا « حضرات الخمس الالهية » عبارت است از : الف - حضرت غيب و عالم آن جهان اعيان ثابت است . ب - حضرت علمى و در مقابل آن حضرت شهادت مطلق است و عالم آن جهان ملك است .